تات نشینهای بلوک زهرا
نوشته شده توسط Admin [admin] در تاریخ ۱۳۹۰/۶/۲۰ (1585 بار خوانده شده)
رجعت به ریشهها
کتاب «تات نشینهای بلوک زهرا» نشان میدهد که جلال آلاحمد نویسنده روشنفکری بوده که سرخورده به خویشتن رجوع کرده و در روستاها در پی خویشتنِ خویش بوده است.
جلال آلاحمد نویسنده روشنفکری بود که به مرور از حلقه دوستان روشنفکر خود جدا شد و در جستجوی هویت گمشدهای که خود را وامدار آن میدانست به گوشه و کنار کشور سفر کرد و در این سفرها بود که به افقهای تازهای از نگاه جستجوگر خود دست یافت. حاصل این سفرها انتشار سه کتاب «اورازان»، «تاتنشینهای بلوک زهرا» و «جزیره خارک» است که در هر یک از آنها به گوشهای از میراث بزرگ پیشینیان خود تمرکز کرد.
او برای ثبت دستاوردهای این سیر و سلوک خود از شیوههای نگارشی تکنگاری یا مونوگرافی بهره گرفت که در ماندگاری این گروه از نوشتههایش موثر بوده است.
تکنگاری یا مونوگرافی اثری است که به تفصیل و با بررسی تقریباً همه جزئیات در مورد یک موضوع واحد و معمولاً به دست نویسندهای واحد، نوشته شده باشد. اگر بخواهیم چند تکنگاری خوب را نام ببریم بیگمان برخی آثار آلاحمد از اولویتهای اصلی به شمار میروند و اصلاً نام جلال با مونوگرافی پیوند ناگسستنی دارد. بعضی از سایر مونوگرافیهای شاخص نیز، نوشتههای همراهان و یاران جلال است که از این جهت میتوان جلال را مؤسس یک جریان مونوگرافینویسی در دوران کوتاه عمرش دانست.
کتاب «تاتنشینهای بلوک زهرا» در این زمینه نمونه قابل توجهی است که تقریباً تمام رویکردهای آل احمد در این خصوص را به همراه دارد.
کتاب با همان نثر تلگراف آلاحمد همراه است: سگزآباد و ابراهیم آباد که در اصطلاح اهالی سگزکوه گفته میشود دو تا از دهات بلوک زهراست. این دو ده به فاصله چهار پنج کیلومتری یکدیگر در دامنهٔ شمال شرقی کوه رامند قرار دارند که از دروازه شهر قزوین که پا به برون بگذاری حاشیه دراز و مه آلود آرا در افق جنوب میبینی. بر خلاف دیگر دهات بلوک زهرا که زبان مردمشان ترکی آذربایجانی است در این دو ده به لهجهای حرف میزنند که خود اهالی آنرا تاتی میدانند و مسلماً یکی از لهجات قدیمی زبان قارسی است و آثاری از زبان قدیمی اقوام ماد در آن باقی مانده است. ابراهیم آباد و سگزآباد آخرین دهات حد شمال بلوک زهرا هستند. دیگر دهات این بلوک از امیرآباد که در همسایگی این دو است گرفته تا بویین و صدرآباد و ماشگین همه به زبان ترکی حرف میزنند. اما در رامند و دودانگه و افشاری و دشتابی بلوکهای همسایهٔ زهرا- و در همان قسمت که ابراهیم آباد و سگزآباد قرار دارند دهات دیگری نیز هست که به همین لهجهٔ تاتی سخن میگویند؛ البته با اختلافاتی. و مهمترین آنها عبارتند از: شال، اسفرورین، خیاره، خوزنین، تاکستان و دانسفان. در اشتهارد (که اهالی آن را «اشتورده-eshtordaمی گویند و جزو ساوجبلاغ کرج است). دو ده مورد بحث، به خط مستقیم در بیست و چهار فرسخی شمال غربی تهران قرار دارند.
در عصری که روشنفکران دنیای آرمانی خود را در لابه لای زرق و برق زندگی شهری جستجو میکردند، آل حمد به روستاهای دور افتاده سرک میکشید تا بیابد ان چه را که گمشده او در آن سالهای نفسگیر بود. او خودش در این باره گفته است:
"در شکست جبهه ملی و بُرد کمپانیها در قضیه نفت که از آن به کنایه در «سرگذشت کندوها» گپی زدهام سکوت اجباری مجددی را پیش آورد که فرصتی بود برای به جد در خویشتن نگریستن و به جستجوی علت آن شکستها به پیرامون خویش دقیق شدن و سفر به دور مملکت که حاصلش «اورازان»، «تات نشینهای بلوک زهرا» و «جزیره خارک»، که بعدها مؤسسه تحقیقات اجتماعی وابسته به دانشکده ادبیات به اعتبار آنها ازم خواست که سلسله نشریاتی را در این زمینه سرپرستی کنم."
در کتاب «تاتنشینهای بلوک زهرا»، آلاحمد تصویر روشنی از جایگاه اجتماعی راکد روستائیان در کنار جامعه رو به رشد شهری ارائه میدهد:
"به طبق نظر کدخدا و ریش سفیدهای سگزآباد (یعنی سربنهها) جمعیت این ده به اقتضای فصل متغییر و در حدود ۵۰۰ تا ۷۰۰ خانوار است. فصل کار همه سر آب و ملکشان هستند و زمستان به شهرها دنبال کار میروند. اما جالب توجه تقسیمات خاصی است که از نظر دهداری و امور کدخدایی در این ده است. به این صورت که همه اهالی ده بع دوازده «بنه-bone» تقسیم شدهاند. هر یک با اسم خاصی و هر کدام ار بنهها سربنههای دارند که ریش سفیدشان است. و هر بنههای در مخلی از ده سکونت کرده به نام بنۀ خود. حتی در قبرستان ده هر بنهای محل خاصی برای دفن اموات خود دارد. و هر بنهای تقریباً یک خانوادۀ بزرگ است که افراد آن به یک صورت از جانب پدر با هم نسبت دارند. در هر ده یک مدرسه هست که در سال ۱۳۳۴، پنج کلاسه بود و لابد تا به حال اقلاً شش کلاسه شده است. دوتا هم حمام دارند. یکی در بالای ده (بالا و پایین ده را نسبت به دوری و نزدیکی از مظهر قنات و نهر اصلی آنکه از آسیاتها میگذرد قرار دادهاند. آب این قدر مهم است!) و یکی در مرکز. یک مرده شویخانه هم دارند که تازه است و قبل ازآن اموات را در جوی سرباز وسط ده میشستند. و دوازده مسجد دارد که چهارتای آن بزرگتر است و دوتای آنها حیاط و حسینیه و سایر مخلفات را هم دارند و بقیه اتاقکهایی هستند در کنار کوچهای که حصیری کف آنها افتاده و چندتا مهر و تربت. و حتی روزها هم نوری ندارد و روشن نیست چه برسد به شبها. غیر از اینها یک امامزاده دارند که یک کیلومتری شمال ده واقع است سر راه باغستان انگور. و کسی اسم این آقا را نمیدانست. ریاست بنههای دوازده گانه مقامی است ارثی از پدر به پسر میرسد. کدخدای اصلی ده در حقیقت همین سر بنهها هستند. حل و فصل دعاوی خصوصی و نزاعها، تقسیم آب و پشک انداختن برای تعیین نوبت در تقسیم آب (که دوبار در سال اتفاق میافتد، بهار و پائیز)، تعیین سزبارهای هر بنه و سرپرستی در سوگ و سرور افراد بنه، اینها همه کار سر بنه هاست که همیشه جایشان بالای مجلس است و دو سه نفر یساول و قراول دارند و روی حرفشان نمیشود حرف آورد و معمولاً ریش دارند و دستۀ چپقشان (اگر دودی باشند) کمی درازتر از مال دیگران است."
این نوشتهها نشان میدهد آلاحمد نویسنده روشنفکری بوده که سرخورده به خویشتن رجوع کرد و در روستاها در پی خویشتنِ خویش بود. آنچه اکنون از او به یادگار مانده، میراث ارزشمندی است که برای هر روشنفکر ایرانی مسئله رجعت به خویشتن خویش در مواجهه با هر پدیده سلطه گر بیگانه را همواره یاد آوری و ارزش داشتههای فرهنگی و اجتماعی نهفته در گوشه و کنار این سرزمین را گوشزد میکند.
خبرگزاری فارس:
---------------------------------------
نویسنده: علی الله سلیمی
--------------------------------------
کتاب «تات نشینهای بلوک زهرا» نشان میدهد که جلال آلاحمد نویسنده روشنفکری بوده که سرخورده به خویشتن رجوع کرده و در روستاها در پی خویشتنِ خویش بوده است.
جلال آلاحمد نویسنده روشنفکری بود که به مرور از حلقه دوستان روشنفکر خود جدا شد و در جستجوی هویت گمشدهای که خود را وامدار آن میدانست به گوشه و کنار کشور سفر کرد و در این سفرها بود که به افقهای تازهای از نگاه جستجوگر خود دست یافت. حاصل این سفرها انتشار سه کتاب «اورازان»، «تاتنشینهای بلوک زهرا» و «جزیره خارک» است که در هر یک از آنها به گوشهای از میراث بزرگ پیشینیان خود تمرکز کرد.
او برای ثبت دستاوردهای این سیر و سلوک خود از شیوههای نگارشی تکنگاری یا مونوگرافی بهره گرفت که در ماندگاری این گروه از نوشتههایش موثر بوده است.
تکنگاری یا مونوگرافی اثری است که به تفصیل و با بررسی تقریباً همه جزئیات در مورد یک موضوع واحد و معمولاً به دست نویسندهای واحد، نوشته شده باشد. اگر بخواهیم چند تکنگاری خوب را نام ببریم بیگمان برخی آثار آلاحمد از اولویتهای اصلی به شمار میروند و اصلاً نام جلال با مونوگرافی پیوند ناگسستنی دارد. بعضی از سایر مونوگرافیهای شاخص نیز، نوشتههای همراهان و یاران جلال است که از این جهت میتوان جلال را مؤسس یک جریان مونوگرافینویسی در دوران کوتاه عمرش دانست.
کتاب «تاتنشینهای بلوک زهرا» در این زمینه نمونه قابل توجهی است که تقریباً تمام رویکردهای آل احمد در این خصوص را به همراه دارد.
کتاب با همان نثر تلگراف آلاحمد همراه است: سگزآباد و ابراهیم آباد که در اصطلاح اهالی سگزکوه گفته میشود دو تا از دهات بلوک زهراست. این دو ده به فاصله چهار پنج کیلومتری یکدیگر در دامنهٔ شمال شرقی کوه رامند قرار دارند که از دروازه شهر قزوین که پا به برون بگذاری حاشیه دراز و مه آلود آرا در افق جنوب میبینی. بر خلاف دیگر دهات بلوک زهرا که زبان مردمشان ترکی آذربایجانی است در این دو ده به لهجهای حرف میزنند که خود اهالی آنرا تاتی میدانند و مسلماً یکی از لهجات قدیمی زبان قارسی است و آثاری از زبان قدیمی اقوام ماد در آن باقی مانده است. ابراهیم آباد و سگزآباد آخرین دهات حد شمال بلوک زهرا هستند. دیگر دهات این بلوک از امیرآباد که در همسایگی این دو است گرفته تا بویین و صدرآباد و ماشگین همه به زبان ترکی حرف میزنند. اما در رامند و دودانگه و افشاری و دشتابی بلوکهای همسایهٔ زهرا- و در همان قسمت که ابراهیم آباد و سگزآباد قرار دارند دهات دیگری نیز هست که به همین لهجهٔ تاتی سخن میگویند؛ البته با اختلافاتی. و مهمترین آنها عبارتند از: شال، اسفرورین، خیاره، خوزنین، تاکستان و دانسفان. در اشتهارد (که اهالی آن را «اشتورده-eshtordaمی گویند و جزو ساوجبلاغ کرج است). دو ده مورد بحث، به خط مستقیم در بیست و چهار فرسخی شمال غربی تهران قرار دارند.
در عصری که روشنفکران دنیای آرمانی خود را در لابه لای زرق و برق زندگی شهری جستجو میکردند، آل حمد به روستاهای دور افتاده سرک میکشید تا بیابد ان چه را که گمشده او در آن سالهای نفسگیر بود. او خودش در این باره گفته است:
"در شکست جبهه ملی و بُرد کمپانیها در قضیه نفت که از آن به کنایه در «سرگذشت کندوها» گپی زدهام سکوت اجباری مجددی را پیش آورد که فرصتی بود برای به جد در خویشتن نگریستن و به جستجوی علت آن شکستها به پیرامون خویش دقیق شدن و سفر به دور مملکت که حاصلش «اورازان»، «تات نشینهای بلوک زهرا» و «جزیره خارک»، که بعدها مؤسسه تحقیقات اجتماعی وابسته به دانشکده ادبیات به اعتبار آنها ازم خواست که سلسله نشریاتی را در این زمینه سرپرستی کنم."
در کتاب «تاتنشینهای بلوک زهرا»، آلاحمد تصویر روشنی از جایگاه اجتماعی راکد روستائیان در کنار جامعه رو به رشد شهری ارائه میدهد:
"به طبق نظر کدخدا و ریش سفیدهای سگزآباد (یعنی سربنهها) جمعیت این ده به اقتضای فصل متغییر و در حدود ۵۰۰ تا ۷۰۰ خانوار است. فصل کار همه سر آب و ملکشان هستند و زمستان به شهرها دنبال کار میروند. اما جالب توجه تقسیمات خاصی است که از نظر دهداری و امور کدخدایی در این ده است. به این صورت که همه اهالی ده بع دوازده «بنه-bone» تقسیم شدهاند. هر یک با اسم خاصی و هر کدام ار بنهها سربنههای دارند که ریش سفیدشان است. و هر بنههای در مخلی از ده سکونت کرده به نام بنۀ خود. حتی در قبرستان ده هر بنهای محل خاصی برای دفن اموات خود دارد. و هر بنهای تقریباً یک خانوادۀ بزرگ است که افراد آن به یک صورت از جانب پدر با هم نسبت دارند. در هر ده یک مدرسه هست که در سال ۱۳۳۴، پنج کلاسه بود و لابد تا به حال اقلاً شش کلاسه شده است. دوتا هم حمام دارند. یکی در بالای ده (بالا و پایین ده را نسبت به دوری و نزدیکی از مظهر قنات و نهر اصلی آنکه از آسیاتها میگذرد قرار دادهاند. آب این قدر مهم است!) و یکی در مرکز. یک مرده شویخانه هم دارند که تازه است و قبل ازآن اموات را در جوی سرباز وسط ده میشستند. و دوازده مسجد دارد که چهارتای آن بزرگتر است و دوتای آنها حیاط و حسینیه و سایر مخلفات را هم دارند و بقیه اتاقکهایی هستند در کنار کوچهای که حصیری کف آنها افتاده و چندتا مهر و تربت. و حتی روزها هم نوری ندارد و روشن نیست چه برسد به شبها. غیر از اینها یک امامزاده دارند که یک کیلومتری شمال ده واقع است سر راه باغستان انگور. و کسی اسم این آقا را نمیدانست. ریاست بنههای دوازده گانه مقامی است ارثی از پدر به پسر میرسد. کدخدای اصلی ده در حقیقت همین سر بنهها هستند. حل و فصل دعاوی خصوصی و نزاعها، تقسیم آب و پشک انداختن برای تعیین نوبت در تقسیم آب (که دوبار در سال اتفاق میافتد، بهار و پائیز)، تعیین سزبارهای هر بنه و سرپرستی در سوگ و سرور افراد بنه، اینها همه کار سر بنه هاست که همیشه جایشان بالای مجلس است و دو سه نفر یساول و قراول دارند و روی حرفشان نمیشود حرف آورد و معمولاً ریش دارند و دستۀ چپقشان (اگر دودی باشند) کمی درازتر از مال دیگران است."
این نوشتهها نشان میدهد آلاحمد نویسنده روشنفکری بوده که سرخورده به خویشتن رجوع کرد و در روستاها در پی خویشتنِ خویش بود. آنچه اکنون از او به یادگار مانده، میراث ارزشمندی است که برای هر روشنفکر ایرانی مسئله رجعت به خویشتن خویش در مواجهه با هر پدیده سلطه گر بیگانه را همواره یاد آوری و ارزش داشتههای فرهنگی و اجتماعی نهفته در گوشه و کنار این سرزمین را گوشزد میکند.
خبرگزاری فارس:
---------------------------------------
نویسنده: علی الله سلیمی
--------------------------------------
| سایر مقالات | |
بررسی جامع سیمای زن در شاهنامه فردوسی
|
|
|
بیشک دیدگاه هر کس نشانهی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
|





